برای تو

تو

خیلی بد که ساکت بشینی و ببینی که چقدر داره دور میشه, که ببینی اصلا دلش برات تنگ نمیشه, که ببینی تمام دوست دارم گفتناش الکی بوده اماتو چقدر بهسون عادت کردی! دوسش داشتم, دوسش دارم... حتی با اینکه ۴ ماه از رفتنش گذشته! هر روز بیشتر دوسش دارم, دلم کلی تنگشه, همه لحظه هام ساعتام روزام به یادش سپری میشه! هر ثانیه منتظرشم, همش همش همش! دارم به پوچی میرسم! برام با همه فرق میکنه اینو خودشم خوب میدونس! میدونس یه دونس برا قلبم! میدونس اگه باورم کنه جون میدم براش! میدونس اگه کنارم بمونه دستشو ول نمیکنم! اما نخواست! نموند…

 آدما وقتی میفهمن دوسشون داری تنهات میزارن, دقت میدن, غصه رو کوه میکنن رو دوشت! این خصلت آدمیزاده,اما من دوسش دارم, یعنی واقها میتونه اونو به راحتی بغل کنه! ببوسه! حرفایی که به من میزدو به اونم بزنه؟! یعنی اونقدی که من دوسش دارم اونم دوسش داره؟! اونم عاشق چسماش هست؟! اگه یه روز نبیننش بی تاب میشه؟! اونم عاشق چال گونه و خنده های شبطونش هست؟! اونم روزی صد بار تو دلش یاد ش میفته و از ته دلش ته ته بگه قربونت بشم من! دورت بگردم؟! هیچ وقت نمیفهمه من شبا با اشکام اینجا اینارو مینویسم! نمیفهمه دنیامه و دارم خفه میشم! میخوامش میخوامش با تموم تارو پودم! با همه جونم! مگه نمیگن وقتی یکیو با همه ج نت بخوای بش میرسی! خوب منکه از همون ثانیه اول خواستمت لعنتی حتی شبیکه گفتی تمومش کنیم و گفتم باشه ته دلم خدا خدا میکردم بگی همش شوخیه! اما نگفتی و منم دیگه حرفی نزدم! دلم کلی برات تنگه کلی زیاد کلی کلی کلی, دنیای منی کاش یه روزی بتونم دوباره از نزدیک ببینمت و لمست کنم, بوت بکشم از ته دلم بوت بکشم…

| سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 1:54 | من| |

با تموم وجودم دوست دارم, با دلم, نمیتونم فراموشت کنم دیگه نمیتونم حتی به کسی بگم چقدر میخوامت, یادش بخیر روزای اول جداییمون به همه میگفتم من دوسش دارم باید برگرده آخه اون ماله منه باید برا من باشه, نیزارم سهمه دیگرون شه! اما بعدش فهمیدم تا تو نخوای من هیچ غلطی نمتونم بکنم! وقتی تو دلت با من نیس من چه کارررم! اما هنوز دوست دارم ولی دیگه بی پروا نیستم! این دوس داشتنت حبس شده تو دلم آخه میترسم! میترسم به گوشت برسه و دورتر شی! میدونم ترس کار آدمای ضعیفه اما یادته؟ یادته اون شب بت گفتم تو ماله منی؟ گفتم ماله منی خود خودم, بعد تو قربون صدقم رفتی اما درست از همون جاها بود که دور شدی دوررر دوووررر دورررتر! دو شب بعدشم ترکم کردی, آخه فهمید بودی چقد برام مهمی! آدما وقتی همچین چیزیو میفهمن ضربه های کاری میزنن!من نمیدونم ته این قصه ی غم انگیز چی میشه اما فقط میدونم که الان عاشقتم, حتی عاشقتر از اون روزا! تو تنهاترین تو قلبمی! دوست دارم دوست دارم دوست دارم کاش یه روز بفهمی بفهمی که چقد صادق بودم, که چقد خواستمت, که چقد بیتابی کشیدمو عمرم به یادت رفت! من با تمام هستیو وجودم منتظر روزیم که برگردیو گذشترو باهم بسازیم هر چقدم که دنیا نذاره ما جلوش وای سیم, عشق من منتظرتم تا ابد

| دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ | 1:48 | من| |

من اینجا کلی خاطره دارم از کلی از روزای زندگیم که به سختی سپری شدن, برا کسی نوشتم که همه جونم بودو رفت, بعد اون خواستم اما نشد که بشه, یعنی نشد که دل ببندم! ۴ سال گذشت که شد, یکی وارد زندگیم شد که حاصر بودم دنیامو به پاش بدم امل هرگز بهش نگفتم, فقط میدونست که برام با ارزشه میدونست که دوسش دارم, شاید همین اطمینان کم باعث رفتنش شد, خواست بره منم طبق قولیکه به خودم دادم جلوشو نگرفتم, خواستم آزاد باشه و کسیو پیدا کنه که میخواد, خودم خواستم خودم و رفت! یه مدت بعد متوجه شدم که پیدا کرده منم خوشحال شدم که اگه مالش نشدم لااقل بارشم نشدم! این حرفا خیلی سنگینه اما من این دردارو به جون خریدم!  اما امشب چیزی دیدم که خوردم کرد! که زبونمو بریده! من خواستم, اما توان دیدنشو ندارم! جز این صندوقچه ی خاطراتم جایی نشد که غم دلمو خالی کنم! من خواستم اما سخته لبخندش همه جونمه, نگاهش امیدم! اینارو با تمامه خواستنم بخشیدم به کسیکه دل خوشش کنه و حالا اون خوشه! من امشب به اندازه ی تمام دو ماه اول جدایی اشک ریختم, هق هقای امشبم هدیه ی خوشبختیش! با اینکه حالمو میپرسه اما دیگه دل خوش نیستم دیگه به کسی باوری ندارم, اینروزا میگذره برا من به دردو برا اون به  شادی, دنیامو با د اول اسمت ساختم اما امشب رو سرم خراب شد, کاش اینروزا سریعتر برن, میخوام خوب باشم, شاد باشم, از این همه شادیه دنیا منم یه حقی داشته باشم! خنده های امروزم با درد تموم شد…!

| جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ | 3:48 | من| |

اینجا قبره خاطراته سخته زندگیمه! سخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت!!!

هنوزم وقتی عکساتو میبینم عینه همون روزا دلم تو سینه تاپ تاپ میکن!!!

دوست دارم لعنتــــــــــــــــــــــــــــــــــی!!!

 

...مانا...

| شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۳ | 20:7 | من| |

بزن بارون... ببار آروم... به روی پلکای خسته ام!

بزن بارون... تو میدونی... هنوزم یاد اون هستم...!

| شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۳ | 20:0 | من| |

چرا به هركى محبت ميكنم تخم مرغ از آب در مياد؟ چرا آدما انقد بى معرفتو دو رو شدن؟! چرا ثبات شخصيت ندارن؟! چرا همش بايد كنج خونه كز كنى كه مبادا بازم از آشنايياوو رفاقتا لطمه ببينى؟! بابا آخه چه خبره!؟! جنگه مگه لعنتى؟!! يعنى رفاقت در اين حد بى ارزشه برات؟ خاك بر سر منو امسال من ببو گلابياااا! خاااااك!!!


...مانا...

| یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 5:3 | من| |

♫♫♫

من اونیم که سایه ام نداشت

دلش رو توی کوچه جا گذاشت

همون که تو دلش غمارو کاشت

غیر از این سکوت چیزی برنداشت

من اونیم که گریه می کنه

همون که بغض و ول نمی کنه

همون که هیچکی باورش نکرد

اشک و عاشق گونه می کنه

صدام که سر به آسمون کشید، دلای عاشق و به این جنون کشید

خدا ببخشه اونو که نموند

که قلب سادمو اون به خون کشید

عشق ادعا سرش نشد، آخرش نشد

که یاد من بره

آسمونو باورش نشد ، کبوترش نشد

دوباره بپره

من اونیم که خیره رو دره، خوشیشو میده غصه می خره

که حالش از همیشه بدتره

دل نمیده و دل نمی بره

کسی که با کسی قدم نزد

تو خونه عکسی غیر غم نزد

سری به قلب عاشقم نزد

اونکه رو دلم زخم کم نزد

♫♫♫



♫♫♫ مرتضی پاشایی ♫♫♫

| جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 1:26 | من| |

تو عشقبازی میخوای اما... واسه من عشق , بازی نیست...!

| چهارشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 2:39 | من| |

وقتی عکس ازدواجشو میبینی ................. !

| چهارشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 2:26 | من| |

از آدماى اين شهر بيزارم، چون با يكيشون خاطره دارم! به من نگو با عشق بيرحمى، من زخم دارم تو نميفهمى...!
| شنبه سوم اسفند ۱۳۹۲ | 3:14 | من| |

وقتى زندگيت هيچ تكونى نميخوره با خودت فك ميكنى يه جاى كار يه مشكل داره! شايد اون مشكل اساسى خودت باشى! اگه اين مشكل اساسى حذف شه همه چى حله! اما راهش دل گنده ميخواد، كه ندارم!!! همه چى بد پيش ميره! هر روز داغونتر ا ديروز!! ديگه به فردام هيچ اميدى ندارم! كه امروزم همون فرداى ديروز!! مگه چه گهى شد؟!! ...مانا...
| جمعه دوم اسفند ۱۳۹۲ | 3:37 | من| |

کاش میشد... !

| شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ | 17:35 | من| |

 دیشب اخرین حرفامونم به هم زدیم دیشب اخرین اشکامم برات ریختم! دیشب برا همیشه باهات وداع کردم امیدوارم این جدایی تا انتها ادامه داشته باشه! منو تو فقط بودیم تا از رنج دادنه هم لذت ببریم! اما دیگه تموم شد اون همه علاقم بهتو زیر این همه غرور دفن کردم ! کاش یه روز بفهمی که تمومه این کارا فقط و فقط برا اسایش خودت بوده! خدانگهدارت...


*رنگ قلم: به یاد تو رنگ مورد علاقت*
| دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ | 15:46 | من| |

میگن وقتی میخوای از این همه بد بختی راحت شی

یا باید بگذری از جون،یا همرنگ جماعت شی!

باید اونی شی که میگن ، باید اونی شی که میخوان 

چه رنجی داره تن دادن ،به این قانون بی وجدان!

| جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ | 23:26 | من| |

خدا با منه تا تو با من عجینی...

کی میگه بدهٍ عشقٍ پاکه زمینی؟!!!

| جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ | 23:18 | من| |

گـــــــــــــــــــــــــــر به تو افتدم نظر...

چــــــــــــــــــــــهره به چهره روربرو...

شــــــــــــــــــــــــــرح دهم غمٍ تورا...

نــــــــــــــــــــــــکته به نکته مو به مو!

میـــــــــــــــــــــــــــــرود از فراق تو...

خـــــــــــــــــــــونٍ دل از دو دیده ام...

دجــــــــــــــــــله به دجله یم به یم...

چــــــــــــشمه به چشمه جو به جو!


| جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ | 14:12 | من| |

من میدونم گلای باغچمون چی میشد

میدونم چشمای تو قسمت کی میشد

گفتنش سخته ولی به من خیانت کردی

با گلای باغچمون به دستاش عادت کردی

| دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ | 19:29 | من| |

از فاصله به شدت میترسم! هربار که یه مدتی دور میشی میترسم! همش منتظرٍ اون خبر ترسناکم! اینکه یه روز توام..........! میمیرم! اگه این اتفاق بیفته میمیرم!


...مانا...

| دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ | 19:19 | من| |

بدون اینو که دلٍ من شده جادو به طلسمت.............

| جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 18:16 | من| |

سر کلاس ادبیات معلم گفت: فعل رفتن را صرف کن...


گفتم: رفتم...رفتی...رفت...


ساکت شدم و لبخند تلخی زدم...


معلم با فریاد گفت: ادامه بده!!


گفتم: رفت... رفت.... رفت...!

| پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 2:8 | من| |

زمستون زیر ابراست ، همین ابرای تیره
همین روزاست اونم ، با من گریه‌ش بگیره
پر از روزای بی تو ، پر از روزای سردم
میدونی چند تا پاییز ، بهارُ گریه کردم ؟

برای من که عشقُ تو چشم ِ تو شناختم
واسه من که خودم رو به دنیای تو باختم
تو رو دیدن میتونه بشه روز تولد
میشه چشاتُ دید و دوباره عاشقت شد

من از روزای بی تو دلم خیلی گرفته
تو نیستی جز تو با کی بگم از چی گرفته ؟
تو که واسه جدایی یه قلب سنگی داشتی
واسه تنهاییم ای کاش یه کم دلتنگی داشتی

برای من که عشقُ تو چشم ِ تو شناختم
واسه من که خودم رو به دنیای تو باختم
تو رو دیدن میتونه بشه روز تولد
میشه چشاتُ دید و دوباره عاشقت شد


*جشن تنهایی...شهاب رمضان*

| سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 21:36 | من| |

دلم برا چشمات تنگه! امروز که عکستو دیدم دلم خیــــــــــــلی برا چشمات تنگ شد!


من نگاهه تورو میخوام ...  رویٍ ماهه تورو میخوام

آسمونه دو تا چشمه ... بیگناه تورو میخوام


...مانا...

| سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 21:29 | من| |

بعضی از روزا واقعا سر درد آورن!



...مانا...

| جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 17:33 | من| |

دیدمش! اصلا ازش خوشم نمیاد! امروز تو خیابون دیدمش! خلایق هر چه لایق! بت میاد! 


| چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 23:48 | من| |

هر قدر دوری میکنم... نزدیکتر میشی به من

پس کی خلاصم میکنی... از حس این تنها شدن؟!


دلم هواتو کرده ازم دور شدی و داری دورو دورتر میشی! دیگه باید بارو ببندم! انگاری توام دیگه دلت به موندنم نیست! اما رفتن برام سخته وقتی کسی یاورم نیست! تو یاور داری و رفتنم داغونت نمیکنه! 

کاش میتونستم بهت برگردم! کاش باز میتونستم فقط یه بار دیگه از نزدیک باهات صحبت کنم! کنارٍ همون دریایی که قرارشو گذاشتمو هیچوقت نرفتیم!

دلم دریارو با تو میخواد نه اینکه هر موقع میرم کنارش از نبودت باهاش صحبت کنم! میترسم... میترسم یه روز دریام از دردٍ دلام خسته شه!

از این تنهایی از این حسرت از نبودت خسته شدم! بازم بیا بگو که هنوز کنارمی با یه اشاره! درسته خودمو بی تفاوت نشون میدم اما با همینا کلی نفس تازه میکنم!

یه قول بده... بگو که تا ابد فراموشم نمیکن! خودت چند وقت پیش گفتی! سرٍ قولت بمون! من با این حرفت بعدٍ مدتها تو بدترین شبه زندگیم دوباره زنده شدم! بعدٍ مدتها خبرمو گرفته بودی اونم تو بدترین موقعیتٍ زندگیم! عینه جونه دوباره بودی برام زمانیکه فکر میکردم دیگه واقعا نیستی!

میبوسمت از تهٍ دلم با تمومه وجودم... بوسه ای که هیچوقت فرصتشو بهم ندادی! چون نذاشتی که بتونم! اما حالا از فرسنگها فاصله میبوسمت رویایٍ هر شبه من...


...مانا...

| پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 0:29 | من| |

حالم بده چقد!
| سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 22:33 | من| |

۱۳۹۱.۲.۳ عشق

۱۳۹۲.۲.۳  خزان

 

..................

 

هنوز بعدٍ یه سال بی دلیل با خودم درگیرم! این حس لعنتی..........!

| سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 22:30 | من| |

هوا شده مٍثه ۱۶ اردی بهشتٍ پارسال! که داشت میترسوندم که نتونم بیامو بالاخره ببینمت!

یه بارونٍ شدیدٍ بهاری که بالاخره پشتش آفتاب شدو من به سمتت پرواز کردم!

یادش بخیر پر از استرس بودم اما دیدنت به شدت آرومم کرد!

دلم اون روزارو میخواد هر چه قدم که کم بودو تلخ!

 

 

...مانا...

| یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 17:43 | من| |

رسید ماهه آشنایی

 

...مانا...

| یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 17:35 | من| |

با من قدم بزن، تو این پیاده رو...

من عاشقت شدم، از پیشه من نرو..................

| یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 17:33 | من| |

Design By : shotSkin.com