برای تو
تو
من میدونم گلای باغچمون چی میشد میدونم چشمای تو قسمت کی میشد گفتنش سخته ولی به من خیانت کردی با گلای باغچمون به دستاش عادت کردی ...مانا... سر کلاس ادبیات معلم گفت: فعل رفتن را صرف کن... گفتم: رفتم...رفتی...رفت... ساکت شدم و لبخند تلخی زدم... معلم با فریاد گفت: ادامه بده!! گفتم: رفت... رفت.... رفت...! زمستون زیر ابراست ، همین ابرای تیره *جشن تنهایی...شهاب رمضان* دلم برا چشمات تنگه! امروز که عکستو دیدم دلم خیــــــــــــلی برا چشمات تنگ شد! من نگاهه تورو میخوام ... رویٍ ماهه تورو میخوام آسمونه دو تا چشمه ... بیگناه تورو میخوام ...مانا... پس کی خلاصم میکنی... از حس این تنها شدن؟! دلم هواتو کرده ازم دور شدی و داری دورو دورتر میشی! دیگه باید بارو ببندم! انگاری توام دیگه دلت به موندنم نیست! اما رفتن برام سخته وقتی کسی یاورم نیست! تو یاور داری و رفتنم داغونت نمیکنه! کاش میتونستم بهت برگردم! کاش باز میتونستم فقط یه بار دیگه از نزدیک باهات صحبت کنم! کنارٍ همون دریایی که قرارشو گذاشتمو هیچوقت نرفتیم! دلم دریارو با تو میخواد نه اینکه هر موقع میرم کنارش از نبودت باهاش صحبت کنم! میترسم... میترسم یه روز دریام از دردٍ دلام خسته شه! از این تنهایی از این حسرت از نبودت خسته شدم! بازم بیا بگو که هنوز کنارمی با یه اشاره! درسته خودمو بی تفاوت نشون میدم اما با همینا کلی نفس تازه میکنم! یه قول بده... بگو که تا ابد فراموشم نمیکن! خودت چند وقت پیش گفتی! سرٍ قولت بمون! من با این حرفت بعدٍ مدتها تو بدترین شبه زندگیم دوباره زنده شدم! بعدٍ مدتها خبرمو گرفته بودی اونم تو بدترین موقعیتٍ زندگیم! عینه جونه دوباره بودی برام زمانیکه فکر میکردم دیگه واقعا نیستی! میبوسمت از تهٍ دلم با تمومه وجودم... بوسه ای که هیچوقت فرصتشو بهم ندادی! چون نذاشتی که بتونم! اما حالا از فرسنگها فاصله میبوسمت رویایٍ هر شبه من... ...مانا... ۱۳۹۲.۲.۳ خزان .................. هنوز بعدٍ یه سال بی دلیل با خودم درگیرم! این حس لعنتی..........! یه بارونٍ شدیدٍ بهاری که بالاخره پشتش آفتاب شدو من به سمتت پرواز کردم! یادش بخیر پر از استرس بودم اما دیدنت به شدت آرومم کرد! دلم اون روزارو میخواد هر چه قدم که کم بودو تلخ! ...مانا... من عاشقت شدم، از پیشه من نرو..................
اگه حتی بین ما... فاصله یک نفسه... نفسه منو بگیر برای یکی شدن...اگه مرگه من بسه...نفسه منو بگیر!
جاده آغوششو وا کرده برام منتظر مونده که من باهاش بیام قصه ی تلخ خدا حافظیرو میخونم براش با اینکه بسته هست لبام!
هوا عــــــــــــــــــــــــــالیه مثه روزیکه دیدمت... اما جات به شدت خالیه! کاش امروز 15 فروردین بود! آخرین دیدار یهویی! قلبم داشت در میومد! الان خمار اون حالم! ...مانا...
کمکم کن که دیگه وقت راهی شدنه *گوگوش*
دستشو میگیری نگرانت میشم دور میشی میری نگرانت میشم دستتو میگیره دور میشه میره تورو از دست دادن تلخه نفس گیره دستام یخ کردن تو سرم آتیشه وقتی ازهم دورین نگرانت میشه ♫♫♫ هزار ساله که رفتی من هنوز پشت شیشم موهاتو باد برده عطرش جامونده پیشم حال و روزم خوب وخوش نیست بی تو نا آرومم به یادت که میفتم نگرانت میشم نگرانت میشم نازکی رنجوری توی ظاهر اما یاغی و مغروری چشمات میخندن توی قاب چوبی نگرانت هستم روبه راهی خوبی... هزار ساله که رفتی من هنوز پشت شیشم موهاتو باد برده عطرش جامونده پیشم حال و روزم خوب وخوش نیست بی تو نا آرومم به یادت که میفتم نگرانت میشم ♫♫♫ بگو ای بار به دلش پا بندی توی عکس تازت بازم میخندی اون که پیشش هستی عشقم حالیشه؟ اگه باز عاشق شی نگرانت میشه... هزار ساله که رفتی... *ابی*
دارم میلرزم از گریه از این ماتم .. نفهمیدی همه دنیای من بودی
اگه پای من جاده رو برنگشت .. فراموش کن بین ما چی گدشت
قیمت من هنوز دستت نیست .. منو ارزون به هر کسی نفروش ..
نشستی پای رویایی که چیزی جز عذابم نیست
خودمم باور نمیکنم ولی .. دیگه باورم شده ندارمت ..
شک ندارم که تو برمیگردی .. فرصت خوب من ! از دست برو
همین روزاست اونم ، با من گریهش بگیره
پر از روزای بی تو ، پر از روزای سردم
میدونی چند تا پاییز ، بهارُ گریه کردم ؟
برای من که عشقُ تو چشم ِ تو شناختم
واسه من که خودم رو به دنیای تو باختم
تو رو دیدن میتونه بشه روز تولد
میشه چشاتُ دید و دوباره عاشقت شد
من از روزای بی تو دلم خیلی گرفته
تو نیستی جز تو با کی بگم از چی گرفته ؟
تو که واسه جدایی یه قلب سنگی داشتی
واسه تنهاییم ای کاش یه کم دلتنگی داشتی
برای من که عشقُ تو چشم ِ تو شناختم
واسه من که خودم رو به دنیای تو باختم
تو رو دیدن میتونه بشه روز تولد
میشه چشاتُ دید و دوباره عاشقت شد
![]()
![]()
نگفتم عزیزم ، این کار را نکن .
نگفتم برگرد
و یک بار دیگر به من فرصت بده .
وقتی پرسید دوستش دارم یا نه ،
رویم را برگرداندم.
حالا او رفته ، و من
تمام چیزهایی را که نگفتم ، می شنوم.
نگفتم عزیزم متاسفم ،
چون من هم مقّصر بودم.
نگفتم اختلاف ها را کنار بگذاریم ،
چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است.
گفتم اگر راهت را انتخاب کرده ای،
من آن را سد نخواهم کرد.
حالا او رفته ،
حالا او رفته ، و من
تمام چیزهایی را که نگفتم ، می شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشک هایش را پاک نکردم
نگفتم اگر تو نباشی
زندگی ام بی معنی خواهد بود.
فکر می کردم از تمامی آن بازی ها خلاص خواهم شد.
اما حالا ، تنها کاری که می کنم
گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم.
نگفتم بارانی ات را درآر...
قهوه درست می کنم و با هم حرف می زنیم.
نگفتم جاده بیرون خانه
طولانی و خلوت و بی انتهاست.
گفتم خدانگهدار ، موفق باشی،
خدا به همراهت . او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چیزهایی که نگفتم، زندگی کنم!
شل سیلوراستاین
خونه داره تو چشاش
اون که ناچاره بخنده
اما گریه ست خنده هاش
اون که تو شهرش غریبه با یه عالم آشنا
هیچ کدوم باور نکردند غربت تلخ صداش
اون منم، اون منم، اون منم
بغضمو تو گلوم می شکنم
دیروز من مثل امروز مثل فرداس
هر روز دستام سردو تنهاس
دیروز، امروز، فردا
خیلی سخته این تنهایی بی فردایی
تنها موندن تنها خوندن
تنها، تنها، تنها
اون که خیلی قصه داره رو لبهای بی صداش
مونده فریادش تو سینه در نمی یاد از لباش
قد یه دنیا کتابه با یه عالم گفتنی
هر کدوم از غصه هاشو هر کدوم از قصه هاش
اون منم، اون منم، اون منم
بغضمو تو گلوم می شکنم
کمکم کن کمکم کن نذار اینجا لب مرگ و ببوسم
کمکم کن کمکم کن عشق نفرینی بی پروائی میخواد
ماهی چشمه کهنه هوای تازه دریائی میخواد
دل من دریائیه چشمه زندونه برام
چکه چکه های آب مرثیه خونه برام
تو رگام به جای خون شعر سرخ رفتنه
تن به موندن نمیدم موندنم مرگ منه
عاشقم مثل مسافر عاشقم
عاشق رسیدن به انتها
عاشق بوی غریبانه کوج
تو سپیده غریب جاده ها
من پر از وسوسه های رفتنم
رفتن و رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیده طوسی سرد
مسخ یک عشق پر آوازه شدن
کمکم کن کمکم کن نذار این گمشده از پا در بیاد
کمکم کن کمکم کن خرمن رخوت من شعله میخواد
کمکم کن کمکم کن من و تو باید به فردا برسیم
چشمه کوچیکه برامون ما باید بریم به دریا برسیم
دل ما دریائیه چشمه زندون مونه
چکه چکه های آب مرثیه خون مونه
توی رگ بودن ما شعر سرخ رفتنه
دیگه دنیا برام غمگین و بی روحه .. بدون تو دلم آروم نمیگیره
دارم میبینم از دست رفت عشقو .. دارم مرگ شب و رویا رو میبینم
تو دستای تو بود نبض من و عشقم .. دارم دلتنگی فرداتو میبینم
میتونستی بمونی عاشقم باشی .. مثل من ! من همیشه عاشقت بودم
تو از بالا منو میدیدی اما من .. من از اعماق ریشه عاشقت بودم
دارم نابودی دنیامو میبینم .. آخه عشق منو رویای من بودی
نگو ما کجاییم که شب بین ماست .. خودم هم نمیدونم اینجا کجاست
بیا با هوای دلم سر نکن .. بهت راست میگم تو باور نکن
از این فاصله سهممو کم نکن .. بهت خیره میشم نگاهم نکن
تو رنجیدی و دل ندادم بری .. خودم رو فراموش کردم تو یادم بری
تو یادم بری .. زندگیم سرد شه .. یه روز این پسر بچه هم مرد شه
ولی هر شب از خواب من رد شدی .. به هر راهی رفتم تو مقصد شدی
درست لحظه ای که ازت میبرم .. تحمل ندارم شکست میخورم
نمیشه تو این خونه پنهون بشم .. بهم سخت میگیری آسون بشم
هنوز میشینم به هوای دیدن تو ..
تو با این دل کندن کجا ؟ رفتی بی من بگو
نزدیکم به شب رسیدن تو ..
بیا که رها شم از این همه درد .. که صدا شم از این شب سرد
که تموم بشه فاصله ها
بیا که من از تو خسته ترم که من از من بی خبرم ..
به هوای خونه بیا
تا پیدا شم ! توباش تا من باشم ..
هنوز میشینم به هوای دیدن تو
تو با این دل کندن کجا ؟ رفتی بی من بگو ..
نزدیکم به شب رسیدن تو
داری سرباز کی میشی
همین جایی که هستی باش .. از این خونه بری کیشی
تو این خونه خود شاهی .. داری سرباز کی میشی ؟
همینجایی که هستی باش .. عذاب رفتنت کم نیست
تو هوای کسی میشی .. که من میدونم آدم نیست ..
تو دل بستی به دریایی که میدونی سرابم نیست
تو این خونه هنوم یه نفر .. نمیخواد باور کنه نداردت
نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم
زیر لب یه عمر میگه با خودش .. ما که از همدیگه دست نمیکشیم
به هوای روز برگشتن تو .. سر هر راهی نشونه میکشه
با تمام جاده های رو زمین .. رد پاتو سمت خونه میکشه
من دارم هر روزمو بدون تو .. با تب یه خاطره سر میکنم
با خودم به جای تو حرف میزنم .. خودمو جای تو باور میکنم
توی این خونه به غیر تو کسی .. دلشو با من یکی نمیکنه
من یه دیوونم که جز خیال تو .. کسی با من زندگی نمیکنه
تو سکوت بی هوای این اتاق .. شب به شب به خاطرم میارمت
این صدا رو خاطرت از یاد برد .. بس که من خوندم و آواز نشد
همه ی سعیمو کردم مگه نه .. من به هر دری زدم باز نشد
دست تو رو شد ولی من باختم .. بس که بازی تو بی قاعده بود
همه راز دلمو فهمیدم .. بس که این کار تو بی فایده بود .
رو به این جاده به بن بست برو .. یه نفر میونمون هست ! برو
شک ندارم که تو برمیگردی .. فرصت خوب من ! از دست برو
تو هنوزم با تنم غریبه ای .. من به عطر تنت عادت دارم
تو کنار من دروغی ولی .. من کنار تو حقیقت دارم
باورم نمیشه که غمگینی .. اینکه میخندی به من یعنی نه
از تو میپرسم بگی شاید تو هم .. و سکوتت دائما یعنی نه
رو به این جاده به بن بست برو .. یه نفر میونمون هست ! برو
| Design By : shotSkin.com |


